دانشگاه مریلند، زمستان 2010
از این اتاق سه در من
زل زده ام به تاریکی که یواش دست می کشد رویِ تنم موهایم
و پاورچین پاورچین دمپایی های خیس روی سقف
ته گلویم صدای ماغ ماغ ماغ ِ ماه.
زل زده ام به تاریکی به تاریکی به تاریکی
روی دامن و شال و کفش هایم و دست های خواب آلود اتاق از دیوارها
ماه هیچوقت این همه کبود این طوری پلک نمی زد
و یواش های غمگینِ گلویم.
.....
ادامه این شعر را در رندان می ماه بخوانید.
بسیار زیبا بود خانم محمدی
ReplyDelete!
شیدای خوبم سلام
ReplyDeleteعزیزم خیلی خوشحال شدم که دوباره ساینتو دیدم و میدونم که از همیشه موفقتر خواهی بود.
honey I am so proud of you
سلام دیدمت می بینمت هنوز ،همیشه
ReplyDelete